رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام
نياز داريم که انقلاب انسانساز را مرتبا بازخواني کنيم.
حجتالاسلام و المسلمين هاشمي رفسنجاني در ديدار با دانشجويان شركت كننده در اردوي طريق جاويد ـ كه در رواق دارالهدايه حرم رضوي برگزار شد ـ افزود: بايد در اين بازخواني از بطن حرکت نوراني امام(ره) که چيزي بجز احياي انديشه اسلام ناب و تعيين سرنوشت و عزت و سربلندي براي کشورها به ويژه ايران نبوده و نيست ادراک کنيم و با آن مانوس شويم.
وي با اشاره به آشنايي خود با حضرت امام(ره) به واسطه اطمينان ايشان همچنين خاطرنشان كرد: از دفتر نشر آثار امام(ره) هم بايد تشکر کنيم که آثار ايشان را منتشر کردند و بخشهاي اعظمي از آنها قابل مطالعه است و مشکلي وجود ندارد و چيزهايي هم هست که مصلحت نديدند منتشر شود و چيزي از دست نرفت، مگر مسائلي که در جلسات خصوصي که افراد با امام(ره) داشتند و کم هم نيست ولي ملاکي بايد باشد که صحت اينها تضمين شود.
وي با بيان اينكه " تقدير الهي باعث شد خيلي زود در جواني با امام آشنا شوم؛ در 14 سالگي از روستا به شهر آمدم و يک سال بعد در منزلي مقابل منزل امام مسکن کردم که ديدار امام(ره) را برايم آسان کرد" ادامه داد: از همان نوجواني با امام خميني(ره) رابطه برقرار کردم، البته رابطه يک نوجوان با يک مرجع عظيمالشان نميتواند سطح بالايي داشته باشد و معمولا در مسير منزل به مدرسه وقتي ايشان ميآمدند و ميرفتند از ايشان سوالاتي ميکردم. بعدا هم که بيشتر درس خواندم به درس ايشان رفتم و از آن موقع کار ما آسانتر شد.
وي گفت: متاسفانه امام(ره) در حوزه منزوي بودند زيرا در زمان رضاخان خيلي به ايشان ستم شد. عمرشان همزمان با آمدن رضاخان است و در دوران جواني ستمهاي رضاخان را ديدهاند و پس از آن با محمدرضا پهلوي درگير بودند و اين خانواده را خوب ميشناختند و خوب مسائل را تجزيه و تحليل ميکردند.
هاشمي رفسنجاني با اشاره به اينكه " امام خميني(ره) در مسائل سياسي و اجتماعي خيلي مسلط بودند" افزود: در زمان آيتالله بروجردي امام بيشترين تاثير را براي آوردن وي به قم داشتند و پس از تبعيد رضاخان شرايط بهتر شد.
وي يادآور شد: امام و دوستانشان تشخيص داده بودند يک رياست براي قم لازم است و آقاي بروجردي هم عالم بودند و ايشان را با نقش اساسي امام و حوزه به قم آوردند.
وي با بيان اينكه " در زمان رضا خان حوزه منهدم شده بود " ادامه داد: سياست ويژهاي داشتند که تا حوزه را تکميل نکنند مسائل سياسي را کمتر وارد شدند تا حوزه ساخته شود چون اگر وارد ميشدند اول درگير ميشدند و نمي شد کار کنند.
وي گفت: سياست آيتالله بروجردي در حدود 15 سال يا بيشتر در زمانيکه ايشان حيات داشتند اين بود که حوزه را بسازند و کار بسيار بزرگي بود. حقيقتا کاري که آقاي بروجردي کرد اين بود که حوزه را بعد از انهدام روحانيت و مساجد ساخت. سرمايه عظيمي را در اختيار ملت ايران قرار داد و در اين سالهاي اول نفوذ امام در بيت آيتالله بروجردي زياد بود و بدخواهان با حسادت فتنه ميکردند تا اين نفوذ را کم کنند. امام را خانه نشين کردند. ايشان روحيه عالي داشتند و سطح فکرشان بالا بود. حاضر نبودند بعضي از تحميلها را تحمل کنند. ايشان فيلسوف و عارف بينظيري بودند. زماني كه در قم درس فلسفه ميخواندم هيچکس را به اندازه امام (ره) عالم به مسائل فلسفي و عرفاني نميديدم. همين نقطه قوت ايشان را به نقطه ضعف تبديل کرده بودند. خشک مقدسهايي ايشان را حتي گاهي تکفير ميکردند . چيزهاي عجيبي که امام (ره) را خشمگين ميکرد که البته من خودم اين را مستقل نشنيدم، ليواني که حاج آقا مصطفي در آن آب ميخورد را ميشستند،تا اين حد با امام بد رفتاري ميکردند. امام(ره) هم مردانه و با ملاحظهاي که سکوت را به صلاح همه ميدانستند عکسالعمل نشان نميدادند، درسشان انسانساز بود و درس اخلاقي که امام ميداد با درسهاي اخلاق معمول خيلي فرق ميکرد.
هاشمي رفسنجاني با بيان اينكه " ارتباط ما تا قبل از شروع مبارزه، شاگردي، مريدي و اخلاص بود و بحثهاي سياسي هم خيلي با آنها نداشتيم جز اينکه مکتب تشيع را در سال 36 شروع کرديم " افزود: مکتب اسلام منتشر ميشد و جمعي از علما بر محوريت آيتالله شريعتمداري منتشر ميشد و امثال ما، مثل شهيد باهنر و من در مقابل، مکتب تشيع را ترتيب داديم و با امام خميني(ره) هم مشورت کرديم و ايشان به ما کمک کردند، ولي حاضر نشدند به ما مقاله بدهند ولي ديگران ميدادند. آن موقع ما به ايشان نزديکتر شديم چون مسائل اجتماعي و سياسي هم در نشرياتمان بود.
شخصيتهاي بزرگي از جمله شهيد مطهري، شهيد بهشتي، امام موسي صدر،مرحوم فلسفي، مهندس بازرگان در کشورمان کار ميکردند و در حقيقت اين يک پيشرفت بود و امام تحسين ميکردند.
وي ادامه داد: کم کم، افکار سياسي پيدا کرده بوديم و معترض بوديم به جريان سياست کشور و از طرفي سرکوبي فدائيان اسلام در هنگام اعدام اينها و سرکوبي آيتالله کاشاني و سرکوبي نهضت ملي و عدم تحرک متن حوزه؛ البته در حوزه افراد زيادي بودند که در آن کارها شرکت کنند، اما حوزهاي که آيتالله بروجردي در آن بود صلاح نميديد وارد مسائل شوند.
وي يادآور شد: ما در آن موقع روحيه انتقادي داشتيم اما مخلص آيتالله بروجردي هم بوديم و ايشان را نائب امام زمان(عج) ميدانستيم و واقعا مطيع بوديم و به خودمان حق نميداديم که اعتراض کنيم ولي حرف داشتيم و حرفهايمان را در جلسات خصوصي مطرح ميکرديم تا رسيديم به رحلت آيتالله بروجردي؛ در آن زمان قدرت روحانيت آنقدر بزرگ شد که شاه و آمريکا را ترسانده بود و پس از رحلت تا 40 روز در قم شاهد حضور دهها هياتهاي عزاداري مردمي بوديم و اين مانور در مرگ يك روحاني و حوزه در حالي داده مي شد که ساواک مستقر و آمريکا مسلط شده بود.
هاشمي رفسنجاني در ادامه با بيان اينكه " يكي دو بار با آيتالله بروجردي سر بهائيها درگير شده و قدرت ايشان را فهميده بودند" افزود: سر يک مساله که آقاي بروجردي مخالفت کردند شاه پيغام داده بود که اين الزامات جهاني است، بالاخره ما ملاحظاتي در سطح بينالمللي داريم اعتراض نکنيد. ايشان جواب داده بود اگر اينها الزامات جهاني است مساله سلطنت و جمهوري هم الزامات جهاني است و دنيا ديگر سلطت را نمي پذيرد. شما چرا آنجا به الزامات توجه نميکنيد. ما مسلمانيم و کار خودمان را بايد انجام دهيم،الزامات جهاني چه ربطي به مسلمانان دارد.
وي با اشاره به جايگاه آيتالله بروجردي با بيان اينكه "ايشان قدرتي در قم بود" افزود: ايشان كه فوت كردند عوامل شاه به دنبال آن بودند که حوزه را متفرق و به نجف منتقل کند و شاه به جاي اين که تسليت به علماي قم دهد به آيتالله حکيم در نجف تسليت داد و خوب اين معنايش براي همه ما روشن بود؛ آنها ميخواستند بگويند جاي آقاي بروجردي در قم نيست و در نجف است. حوزه را هم سعي ميکردند متواري کنند و از آن طرف هم شروع کردند به کارهايي که در زمان آقاي بروجردي ميترسيدند انجام دهند و امام خميني(ره) هم به طور علني وارد ميدان شدند.
وي گفت: وقتي مبارزه شروع شد طلبههايي از نوع ما خوشحال شدند، فکر کرديم ميدان باز شد که افکارمان را مطرح کنيم در خدمت امام نزديکتر شويم، تلاش زياد ميکرديم تا امام حاضر شدند حضور علنيشان را زياد کنند.
هاشمي رفسنجاني اظهار كرد: وقتي امام خميني(ره) به سمت حرم ميآمدند حاضر نبودند از خيابان بيايند چون ممکن بود طلبههاي پشت سر ايشان راه بيافتند. هيچ حاضر نبودند رسالهاي بنويسند، نظراتشان را در حاشيه عروه نوشته بودند اما حاضر نبودند چاپ کنند. ما خيلي رفت و آمد کرديم، مقلدين زيادي را خدمت ايشان فرستاديم از ايشان سوال کردند و ايشان ديدند که بايد براي مردم رساله منتشر کنند و رسالهاي منتشر کردند که خيلي موثر بود و خيلي زود مرجعيت عام پيدا کردند. با توجه به مبازات سياسيشان؛ در دوران مبارزات مقاومت و قدرت روحي امام(ره) عجيب بود.
وي افزود: مرحله اول که در مقابل دولت علم بود دو سه ماه بيشتر مبارزه نشد و با حضور مردم پيروز شديم؛ وقتي شاه خودش سنگر را گرفت و کار سخت شد و انقلاب شاه و مردم را مطرح كرد کار سخت شد؛ چراكه شعارهايش همه عوام فريبانه و دروغ بود؛ مثلا کارخانهها را دولت بفروشد و پشتوانه فلان چيز بکند و به خانمها حق راي بدهد؛ آن چيزهايي كه آمريکا در کشورهاي تحت سلطهاش براي خنثي کردن تبليغات کمونيستها مطرح ميکرد که ابزار پيشرفت کمونيستها را از دولتهاي تحت سلطهشان بگيرند که دقيقا هم همين کار را کردند و امام(ره) گفتند اين کار فريبکاري است، ميخواهند به زنان حق راي بدهند در حالي كه مردان حق راي شان تاثيري ندارد.
هاشمي رفسنجاني گفت: ميخواستند تقسيم اراضي کنند، امام فرمودند اين تقسيم اراضي به دستور آمريکاست براي اين که کشاورزي را به هم بريزد، امام خوب اهداف پشت پرده اصلاحات شاه را توضيح ميداد و درگيري بسيار جدي بود که به بازداشت ايشان منجر شد.
وي افزود: من را هم به سربازي بردند که فرار کردم . دوران بازداشت ايشان شاگردان امام(ره) مبارزه را خيلي خوب اداره کردند؛ حدود شش ماه ايشان اصلا ارتباطي نداشتند و مبارزه به خوبي ادامه پيدا کرد و وقتي ايشان بيرون آمدند و ديدند پرچم به زمين نيافتاده، اعتقادشان به ادامه کار خيلي بيشتر شد بعد دوباره به جايي رسيد که ايشان را بازداشت و در موضوع کاپيتولاسيون به ترکيه تبعيد کردند؛ چراكه ايشان نقش مهمي براي افشاي مساله کاپيتولاسيون داشتند . خبري رسيد و من را مامور کردند حقيقت مساله را درک کنم، من به تهران آمدم و با آقاي فلسفي، توليت و بهبهاني ارتباط برقرار کردم، متن مصوبه مجلس شوراي، سنا منتشر نشده بود، من کنوانسيون ملل را تهيه کردم و خدمت امام بردم که فرياد امام ايشان را به درد سر انداخت و فوري ايشان را به خاطر اينكه به طور رسمي با آمريکا درگير شدند، تبعيد كردند.
هاشمي رفسنجاني گفت:دوران طولاني تبعيد امام هم واقعا دوران مهمي است، شاگردان امام خميني(ره) خوب اين دوران را اداره کردند. افکار عمومي را آماده کردند براي يک نهضت وسيعي که با شهادت آقاي مصطفي يک نهضت همگاني شد و تا پيروزي انقلاب رسيد؛ شخصيت امام واقعا شخصيت بينظيري بود.
وي تصريح كرد: امام خميني(ره) هديهاي الهي به ما بود، واقعا ايشان تحول بنيادي در تاريخ اسلام ايجاد کردند و اولين باري است که مکتب تشيع به صورت ساختاري براساس ولايت فقيه شکل گرفت، يعني هم منشاء الهي دارد و هم راي مردم يک رکن در مشروعيت حکومت به حساب مي آيد و اين ساختار جز در زمان حکومت پيامبر(ص) وجود نداشت، اگرچه شکلش به اينگونه نبود، اين کار امام(ره) کاري بديع در تاريخ اسلام است و انشاء الله منجر به ظهور حضرت خواهد شد و شاهد حکومت حقيقي اسلام زير سايه حضرت حجت(عج) باشيم.
منبع خبر :
طریق جاوید
در تاریخ
۱۳۸۶ بيست و هشتم شهريور
ساعت
20:40:03